پزشکی یک دانش کاربردی است که هدف آن، حفظ و ارتقای سلامت، درمان بیماریها و بازتوانی آسیبدیدگان است. این منظور با شناخت بیماریها، تشخیص، درمان و جلوگیری از بروز آنها به انجام میرسد. دانش پزشکی بر روی طیف گستردهای از رشتهها از فیزیک و زیستشناسی تا علوم اجتماعی، مهندسی و علوم انسانی بنا شدهاست.[ف ۱] امروزه هدف دانش پزشکی، استفاده از فناوریهای دانشمبنا و استدلال قیاسی برای رسیدن به راهحل مشکلات بالینی است. اکتشافات در باب ماهیت ژنها و سلولها دریچهای برای تعریف فیزیولوژی بر مبنای سیستمهای مولکولی، فراهم کردهاست. این بینش فیزیولوژیکی، راه را برای فهم بهتر فرایندهای پیچیده بیماریها و رویکردهای نو درمانی، فراهم کردهاست.[۱]
تلاش بشر برای درمان بیماریها و آسیبها از دوران پیش از باستان، و در دوران باستان در کنار دین و گاه به عنوان بخشی از آن، وجود داشتهاست. در یونان باستان، پزشکانی مانند بقراط، پزشکی را به عنوان دانش و فنی مجزا مطرح کردند و بنیانگذاران راهی بودند که بعدها توسط پزشکانی همچون ابنسینا و رازی، طی شد. در رنسانس با بهرهگیری از روش علمی پزشکی، پیشرفتهای قابل توجهی کرد. از قرن ۱۹ آنچه به عنوان پزشکی مدرن، شناخته میشود، بنیان گذاشته شد. در اواخر قرن بیستم و دوران معاصر، دانش ژنتیک، رویکرد به درمان و بیماریها را دچار تحول مهمی کرد بهطوریکه ژنتیک پزشکی را دارای نقشی متحولکننده برای پزشکی از درمانمحوربودن به حفظ سلامتی دانستهاند.[۲] اهمیت سلامتی در بهرهوری اجتماع و کیفیت زندگی منجر به تأسیس موسسات و قوانین شدهاست تا مسایلی همچون تحصیل و مجوزدهی به پزشکان تا نحوه استفاده از بودجههای درمانی در کشورها قانونمند و تنظیم شوند؛ لذا سازمانهای پزشکی در کشورهای مختلف برای سازمان دهی و قانونمندسازی فعالیتهای پزشکی تأسیس شدهاند.
در حرفه پزشکی، پزشکان با استفاده از قضاوت بالینی، بیمار را برای تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری ارزیابی میکنند. در عملکرد بالینی معمولاً مراحل شرح حال، معاینه فیزیکی، تهیه فهرست مشکلات، مشخص کردن تشخیصهای افتراقی، بررسیها (شامل آزمایش و تصویربرداری و …)، رسیدن به تشخیص و در آخر درمان انجام میشود. امروزه پیشرفتهای روزمره علم و گسترش قابل توجه دامنه دانش پزشکی و شناخت بشر از بیماریها منجر به تخصصی شدن پزشکی و تقسیم آن به رشتههای مختلف شدهاست. با این حال کماکان ارائه خدمات پزشکی در بیشتر جوامع از سطح مراقبتهای اولیه بهداشتی، با تمرکز روی عملکرد پزشکان عمومی و پزشکان خانواده شروع میشود و بسته به نیاز در سیستم ارجاع بیماران به سطوح دوم و سوم که خدمات پزشکی تخصصیتر را ارائه میدهند ارجاع میشوند.
پزشکی مدرن با انتقاداتی هم مواجه است از جمله عدم دسترسی مناطق محروم و طبقه کم درآمد بعضی جوامع به خدمات پزشکی گرانقیمت که در این راه سازمانهایی همچون سازمان جهانی بهداشت با تعیین سیاستهای جهانی و ایجاد مسئولیت در کشورها و سیاستمداران نسبت به سلامت سعی در رفع این نقیصه را دارند.
پیدایش پزشکی را به دوران ماقبل تاریخ نسبت میدهند، دورانی پیش از اختراع خط. و از آنجا که زمان اختراع خط در فرهنگهای مختلف متفاوت است. پزشکی ماقبل تاریخ دورههای زمانی گستردهای را میتواند دربر گیرد.[۶]
پزشکی در دوران باستان
پزشکی در مصر باستان وجود داشت، اطلاعات پزشکی در پاپیروس ادوین اسمیت یافت شده که متعلق به ۳۰۰۰ پیش از میلاد است. اولین جراحی احتمالاً در ۲۷۵۰ پیش از میلاد در مصر انجام شدهاست.[۷] در پاپیروس ژاینکولوژی کاهون اطلاعاتی در مورد درمان بیماریهای زنان و باروری وجود دارد.[۸] اولین پزشک شناخته شده هم احتمالاً هسی-رع رئیس پزشکان و دندانپزشکان پادشاه جوزر در قرن ۲۷ پیش از میلاد است.[۹]
در کنار مصریها بابلیها هم به تشخیص، معاینه و درمان بیماریها میپرداختند. کتاب راهنمای تشخیصی آنها روشهای درمان و سببشناسی (اتیولوژی) را معرفی کرد.[۱۰] در تمدنهایی چون شهر سوخته، ایلام، تپه سیلک و دادههایی باستانی از مغان زرتشتی نشان میدهد سیستمهای پزشکی متفاوتی با دیگر سیستمها و بسیار پیشرفته وجود داشتهاست.

پزشک یونان باستان بقراط که پدر پزشکی خوانده میشود.[۱۱]
بسیاری از منابع بقراط را پدر پزشکی میدانند،[۱۲] او پایههای رویکرد منطقی به پزشکی را بنا نهاد. بقراط ایجادکننده سوگندنامه بقراط برای پزشکان است که هنوز مورد استفاده است، او اولین کسی بود که بیماریها را به حاد و مزمن، اندمیک و اپیدمیک تقسیمبندی کرد و کلماتی همچون راجعه، بهبود، بحران، پاروکسیسم، اوج و تشنج را در پزشکی استفاده کرد.[۱۳][۱۴] در مطالعه فیزیولوژی و کالبدشناسی دو اسکندریهای به نامهای هروفیلوس از کالسدون و اراسیستراتوس از سئوس نقش داشتند.[۱۵] پزشک یونانی گالن نیز یکی از بزرگترین جراحان دوران باستان بود؛ و جراحیهای بی پروایانهای شامل مغز و چشم انجام داد. کتابهای او بعدها مورد استفاده در قرون وسطی قرار میگرفت.[۱۶]
قرون میانه
در دوران رکود علم و پزشکی در دنیای غرب در قرون وسطی، مسلمانان و ایرانیان شروع به ترجمه آثار پزشکی یونان باستان از جمله آثار بقراط و گالن به عربی کردند. از طرفی با بهرهگیری از میراث علمی پزشکی ایرانیان در جندی شاپور پزشکی در دنیای اسلام شکوفا شد.[ف ۳] ابن سینا از مشاهیر برجسته پزشکی در این دوران بود که توسط برخی منابع در کنار بقراط به عنوان پدر علم پزشکی شناخته میشود.[۱۷][۱۸] او کتاب قانون در پزشکی را نگاشت که از مشهورترین کتابهای تاریخ پزشکی محسوب میشود[۱۹] از سایر مشاهیر میتوان از زهراوی،[۲۰] ابن زهر،[۲۱] ابن نفیس،[۲۲] و ابن رشد نام برد.[۲۳]
محمد زکریای رازی[۲۴] یکی از اولین دانشمندانی بود که نظریه یونانی اخلاط چهارگانه را مورد تردید قرار داد، بهطوریکه در الحاوی که بزرگترین دائرةالمعارف طبی اسلامی خوانده میشود[۲۵] هیچ نامی از اخلاط و طبایع و مزاجها نبردهاست.[۲۶] با این وجود تا مدتها این نظریه در پزشکی غربی قرون وسطی و پزشکی اسلامی مؤثر باقی ماند. بیمارستانها در دنیای اسلام که از بیمارستان جندی شاپور ایران الگو گرفته بودند،[۲۷][۲۸] از اولین نمونههای بیمارستانهای عمومی در جهان بودند.[۲۹]
در اواخر قرون وسطی پزشکی دوباره در اروپا رونق گرفت. اندرو واسالیوس یکی از تأثیر گذارترین کتابها در کالبدشناسی را نوشت.[۳۰] باکتری و میکروارگانیسمها اولین بار توسط میکروسکوپ آنتونی وان لوونهوک در ۱۶۷۳ مشاهده شد.[۳۱] مایکل سروانتس بهطور مستقل از ابن نفیس جریان خون ریوی را دوباره کشف کرد ولی این کشف منتشر نشد.[۳۲] بعدها این کشف توسط رنالدوس کولومبوس و آندره سزالپینو توصیف شد. بر مبنای کارهای کولومبوس بعدها ویلیام هاروی پزشک انگلیسی دستگاه گردش خون را توصیف کرد.[۳۳]
قرن نوزدهم و پزشکی مدرن
حرفه پزشکی در قرن نوزدهم در پی پیشرفتهای سریع علم و رویکردهای نوین پزشکان دستخوش تغییر شد. پزشکان بیمارستانها شروع به آنالیز سیستماتیک تر علایم بیماریها در تشخیص کردند.[۳۴] از جدیدترین تکنیکها استفاده از بیهوشی و بهکارگیری تکنیک آسپتیک در اتاق عمل بود.[۳۵]
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آماردانان انگلیسی به رهبری فرانسیس گالتون، کارل پیرسون و رونالد فیشر ابزارهای آماری برای مرتبطسازی و آزمودن فرضیهها ابداع کردند که امکان آنالیزهای پیچیدهتر اطلاعات را فراهم میکرد.[۳۶] در قرن بیستم جنگهای بزرگ همراه با حضور پزشکان و بیمارستانهای سیار بودند. در طی جنگ جهانی اولین تکنیک اشعه ایکس در تشخیص گسترش یافت و استفاده از مواد ضدعفونیکننده برای پیشگیری از قانقاریای زخمها فراگیر شد. پاندمی آنفلوانزای ۱۹۱۸ در سطح جهان ۵۰ میلیون نفر تلفات داد و منشأ تحقیقات اپیدمیولوژیک شد.[۳۷] در جنگ جهانی دوم مراقبت از بیماران و زخمیها با بهکارگیری تکنیکهای جدیدی همچون واکسیناسیون فعال علیه کزاز، داروهای سولفونامید و پنی سیلین متحول شد. از جنگ جهانی دوم استفاده از دِدِت در مقابله با پشه حامل مالاریا که در بیشتر مناطق حاره شایع بود، شروع شد.[۳۸] در همین دوره درمانهای آلوپاتیک (مبتنی بر مداخلات خارجی شامل دارو و جراحی) از درمانهای مبتنی بر فیزیولوژی (فیزیوتراپی = Physiological Theraputics) از یک دیگر جدا شد که قشر جدا شده بعد از سال ۱۹۴۵ میلادی در آمریکا فیزیوتراپیست نامیده شد.

دکتر، اثر سر لوک فیلدز (۱۸۹۱)
در عملکرد بالینی پزشکان با استفاده از قضاوت بالینی، بیمار را جهت تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماری ارزیابی میکنند. در عملکرد بالینی ترتیب خاصی از فعالیتها وجود دارد که معمولاً رعایت میشود، شامل: شرح حال، معاینه فیزیکی، تهیه فهرست مشکلات، مشخص کردن تشخیصهای افتراقی، بررسیها (شامل آزمایشها و تصویربرداری و …)، رسیدن به تشخیص و در آخر درمان.[۳۹]
رابطه پزشک و بیمار با بررسی سابقه و شرح حال پزشکی بیمار شروع شده و به دنبال آن مصاحبه پزشکی[۴۰] و معاینه پزشکی بیمار صورت میگیرد. ابزارهای اولیه تشخیص (همچون گوشی پزشکی و آبسلانگ) معمولاً استفاده میشوند. بعد از معاینه برای علائم و مصاحبه برای نشانههای بیماری، پزشک ممکن است آزمایشهای پزشکی (تست، به عنوان مثال آزمایش خون) درخواست دهد، نمونهگیری (بیوپسی) کند یا دارو و سایر درمانها را تجویز کند. در این راه تنظیم فهرستی از تشخیصهای افتراقی کمک میکند که بیماریهای مشابه بر اساس اطلاعات به دست آمده رد شوند. در طی ویزیت آگاهسازی مناسب بیمار از همه حقایق بخش مهمی از رابطه پزشک و بیمار است و به اعتمادسازی کمک میکند. ویزیت پزشکی سپس در سابقه پزشکی مستندسازی میشود که این یک سند قانونی در بسیاری از منابع قضایی محسوب میشود.[۴۱] ممکن است ویزیتهای بعدی کوتاهتر باشند اما همین رویه کلی صورت میگیرد.
اجزاء اصلی مصاحبه پزشکی
مصاحبه و ویزیت پزشکی شامل این اجزا است:[۴۲]
- شکایت اصلی (CC): علت این ویزیت پزشکی، شامل نشانهها که با همان کلماتی که بیمار بیان کرده به همراه مدت بروزشان ثبت میشود.
- شرححال بیماری/شکایت فعلی: ترتیب زمانی وقایع و نشانههای بیماری و توضیح بیشتر هر کدام از آنها[۴۳]
- فعالیت فعلی: شغل، تفریحات و کاری که بیمار انجام میدهد.
- داروها (Rx): داروهایی که بیمار مصرف میکند، شامل داروهای بدون نسخه و داروهای خانگی و همچنین داروهای طب جایگزین و گیاهی. آلرژیها هم در اینجا ثبت میشوند.
- سابقه پزشکی قبلی (PMH/PMHx): شامل بیماریهای پزشکی دیگر همزمان، سابقه بستریها، مصدومیتها، بیماریهای عفونی قبلی و/یا واکسیناسیونها و سابقه آلرژیهای شناخته شده.[۴۴]
- سابقه اجتماعی (SH): محل تولد، اقامت، وضعیت تأهل، وضعیت اجتماعی و اقتصادی، عادتها (شامل رژیم غذایی، داروهای مصرف شده یا در حال مصرف، سیگار و الکل).[۴۵]
- سابقه خانوادگی (FH): فهرست بیماریها در فامیل که ممکن است بیمار را مورد تأثیر قرار دهد. گاه یک شجرهنامه به کار میرود.[۴۶]
- بازبینی سیستمها (ROS): مجموعهای از سوالات که ممکن است در شرح حال بیماری پرسیده نشده باشد، یک بررسی کلی (برای نمونه: «آیا اخیراً متوجه هر نوع کاهش وزن، تغییر در خواب، توده یا برآمدگی شدهاید؟» و غیره). و سپس پرسشهایی از تمامی دستگاههای اصلی بدن (قلب، ریه، دستگاه گوارش، دستگاه ادراری و غیره).[۴۷]
معاینه فیزیکی

یک پزشک در حال معاینه کانال گوش
مقالهٔ اصلی: معاینه فیزیکی
معاینه فیزیکی، معاینه بیمار به دنبال یافتن علایم بیماری است که در آن نشانهها را بیمار بیان میکند و علایم توسط پزشک پیدا میشوند. پزشک از حواس بینایی، شنوایی، لامسه و گاه بویایی (برای نمونه در عفونتها، اورمی، کتواسیدوز دیابتی) استفاده میکند. استفاده از حس چشایی با وجود روشهای تشخیص مدرن به کار نمیرود ولی قدیم در نبود آزمایش قند خون در تشخیص دیابت شیرین به کار میرفت.[۴۸]
در معاینه چهار عمل به عنوان بخشهای اصلی معاینه شناخته میشوند: مشاهده، لمس، دَق و سمع. این ترتیب ممکن است بسته به موضع معاینه تغییر کند؛ برای نمونه یک مفصل را با مشاهده، لمس و حرکت معاینه میکنند. وجود این ترتیب تنظیم شده یک ابراز آموزشی هم هست که پزشکان را به برخورد سیستماتیک با بیمار و پرهیز از استفاده از ابزارهای پزشکی همچون گوشی پزشکی قبل از استفاده از این روشها تشویق میشوند.
معاینه بالینی شامل بررسی این موارد نیز است:[۳۹]
- علایم حیاتی، شامل قد، وزن و حرارت، فشار خون، ضربان قلب، میزان تنفس، درجه اشباع اکسیژن.
- وضعیت ظاهری عمومی بیمار و مشخصههای خاص بیماری (وضعیت تغذیه، وجود زردی، رنگ پریدگی و چماقی شدن ناخنها)
- دستها و پوست
- سر (شامل غدد لنفاوی)، دهان، چشم، گوش، بینی و گلو (شامل تیروئید)
- تنفس (ریهها و مجاری تنفسی بزرگ)
- پستان
- وضعیتی حرکتی و دستگاه عضلانی و اسکلتی
- شکم و رکتوم
- اعضاء جنسی (در صورت وجود حاملگی)
- اعصاب (هوشیاری، آگاهی، مغز، بینایی، اعصاب کرانیال، نخاع و اعصاب محیطی
- روان (گرایش یا اورینتیشن، معاینه وضعیت روانی، شواهدی از درک و افکار غیرطبیعی) معمولاً معاینه بر اساس شرح حال بیماری روی قسمتهای خاصی متمرکز میشود و شامل همهٔ موارد بالا نمیشود.
در صورت لزوم ممکن است از نتیجه آزمایشهای پزشکی (تست) و تصویربرداری پزشکی هم استفاده شود.[۴۹]
تصمیمگیری پزشکی و درمان

در پزشکی مدرن برای رسیدن به تشخیص از آزمایشهای پزشکی استفاده میشود، در تصویر کادر درمانی در حال گرفتن نمونه خون از بیمار هستند.
روند تصمیمگیری پزشکی شامل آنالیز و ایجاد دادههای فوق برای رسیدن به یک فهرست از تشخیصهای افتراقی است، در طی این روند پزشک با فکر کردن به آنچه لازم است تا یک تشخیص قطعی به دست آید مسیر درست را انتخاب میکند. معمولاً پزشک برای رسیدن به تشخیص این مراحل را در استدلال بالینی در ذهن خود طی میکند:
- پیدا کردن یافتههای غیرطبیعی
- مشخص کردن محل آناتومیک آنها
- تفسیر یافتهها بر مبنای روند محتمل
- ایجاد فرضیهای در مورد ماهیت مشکل بیمار
- آزمون فرضیه برای رسیدن به یک تشخیص عملی
- مشخص کردن یک نقشه درمانی قابل قبول برای بیمار
در نهایت نقشه درمانی ممکن است شامل درخواست آزمایشها و بررسیهای آزمایشگاهی بیشتر، شروع درمان، ارجاع به متخصص یا مشاهده هوشیارانه روند بیماری باشد. ویزیتهای بعدی ممکن است لازم باشد. در پزشکی برای انتخاب بهترین آزمایش یا روش تصویربرداری معیارهایی وجود دارد. این اصول کلی شامل قابل اعتماد بود، اعتبار، حساسیت، خصوصیت و ارزش پیشگویی آن تست میشود.[۵۰]
این روند معمولاً توسط ارائهکنندگان اصلی خدمات درمانی و همچنین متخصصها به کار میرود. ممکن است در صورت ساده و مشخص بودن مشکل تنها چند دقیقه طول بکشد. برعکس ممکن است هفتهها در بیماری که با نشانههای غیرمعمول و چند-سیستمی درگیر است به طول انجامد و چندین متخصص درگیر این روند شوند. در ویزیتهای بعدی مشابه این روند در فرم خلاصه شدهاش تکرار میشود تا شرح حال، نشانهها، یافتههای معاینه و نتیجه آزمایشها و تصویربرداریها یا نتیجه مشاوره با متخصص به دست آید.[۵۱]

بیمارستان سانتا ماریا دِلا اسکالا، اثر فرسکو از دومنیکو دی بارتولو ۱۴۴۱–۱۴۴۲
پزشکی معاصر بهطور کلی در یک سامانه مراقبتهای بهداشتی عمل میشود. چارچوبهای حقوقی، صدور گواهینامه و بودجهدهی را دولتها و گاهی در کنارشان سازمانهای بینالمللی همچون خیریهها و موسسات مذهبی برقرار میکنند. خصوصیات هر سیستم درمانی تأثیر قابل توجهی در چگونه ارائه خدمات پزشکی دارد.
از دوران قدیم ادیان در ارائه خدمات عامالمنفعه نقش داشتهاند و این منجر به ایجاد ساختارهای پرستاری و بیمارستانی شد. کشورهای پیشرفته صنعتی (به جز ایالات متحده آمریکا[۵۲][۵۳]) در بسیاری از کشورهای در حال توسعه خدمات درمانی از طریق سامانههای سراسری بهداشتی ارائه میدهند، که هدف آنها ارائه این خدمات از طریق پرداخت یکباره دولتی یا بیمههای خصوصی و مشارکتی اجباری است. این منجر به دسترسی تمامی جمعیت کشور به خدمات درمانی بر مبنای نیاز و نه توان پرداخت میشود. ارائه خدمات ممکن است توسط ارائهکنندگان خصوصی یا بیمارستانها و درمانگاههای دولتی یا موسسات خیریه یا ترکیبی از این سه صورت گیرد. بیشتر جوامع قبیلهای و ایالات متحده آمریکا هیچ تضمینی برای ارائه خدمات به کل جمعیت ندارند. در این جوامع خدمات درمانی تنها برای کسانی که توان مالی کافی را دارند یا خوشان را بیمه کردهاند یا توسط کمک مالی مستقیم دولت یا قبیله ارائه میشود.[۵۲][۵۳]

آمپولهای دارویی مدرن
شفافیت اطلاعات معیار دیگری است که ارائه خدمات درمانی را تعریف میکند. دسترسی به اطلاعات در مورد بیماریها، درمانها و کیفیت و قیمتگذاری این خدمات تأثیر زیادی روی انتخاب بیماران، مصرفکنندگان و در نتیجه متخصصان پزشکی میشود. در حالیکه در سیستم درمانی آمریکا به خاطر نبود چنین شفافیتی انتقادات زیادی وجود دارد.[۵۴] قوانین جدید شفافیت بیشتری را تشویق میکند. از طرف دیگر میان میزان شفافیت و نگرانیهایی همچون محرمانه بودن اطلاعات بیماران و امکان بهرهبرداری تجاری از این اطلاعات وجود دارد.
ارائه
ارائه خدمات پزشکی به سه رده اولیه، ثانویه و ثالثیه تقسیم میشود. خدمات بهداشتی اولیه به عنوان اولین مرحله روند درمانی طبقهبندی میشوند. طبق سازمان بهداشت جهانی در کنفرانس آلما-آتا در ۱۹۷۸، مراقبتهای بهداشتی اولیه عبارتند از مراقبتهای ضروری در زمینه سلامت که برای همه افراد و خانوادهها قابل دسترسی باشد.[۵۵] بر طبق سازمان جهانی بهداشت خدمات بهداشتی اولیه لازم است پوشش همگانی برای همه مردم داشته باشند، مردم محور باشند و به نیازهای مردم تحت پوشش بپردازند. به فاکتورهای خارج از بحثهای بیولوژیکی که بر سلامت مؤثرند توجه کند و شامل مشارکت تمامی اجزاء جامعه باشد. در بسیاری کشورها رکن اصلی ارائه این خدمات پزشکان خانواده هستند که در بیشتر کشورها پزشکان با طی دورههای آموزشی خاص مخصوص پزشکی خانواده برای این منظور آماده میشوند.[ف ۴] این خدمات در خانههای بهداشت، مطب پزشکان، درمانگاهها، آسایشگاهها، مدارس، ویزیتهای خانگی و سایر محلهای نزدیک به بیمار ارائه میشوند. خدمات اولیه درمانی خود در سه سطح متفاوت مطرح میشود. سطح اول به دنبال پیشگیری و کاهش احتمال بروز بیماری یا کاهش سلامتی است، سطح دوم شامل خدمات غربالگری جهت شناسایی زودهنگام افراد بیمار است و در سطح سوم درمان و کنترل عوارض بیماریها مطرح است.[ف ۵]
در صورت وجود سیستم ارجاع در کشور خدمات مراقبتی ثانویه (یا سطح دو در سیستم ارجاع) توسط متخصصین پزشکی در مطب یا درمانگاه یا در بیمارستانهای محلی برای بیماران ارجاع شده از خدمت دهنده اولیه صورت میگیرد. ارجاع در صورت نیاز به تخصص یا فرایندی تخصصی به متخصص صورت میگیرد. این شامل خدمات سرپایی و بستری، بخش اورژانس، مراقبتهای ویژه، جراحیها، فیزیوتراپی، زایمان، واحد آندوسکوپی، آزمایشگاه تشخیص پزشکی و خدمات تصویربرداری پزشکی، مراکز هاسپایس[پانویس ۱] و غیره است. بعضی از ارائه دهندگان خدمات اولیه درمانی ممکن است به درمان در بیمارستانها و زایمان نوزادان در یک سیستم درمانی ثانویه نیز مشغول باشند.[ف ۶]
خدمات پزشکی ثالثیه (سطح سوم در سیستم ارجاع) نوعی از خدمات مشاورهای تخصصی است که توسط متخصصین بیمارستانی و مراکز ناحیهای مجهز به امکانات تشخیصی و درمانی که در بیمارستانهای محلی معمولاً در دسترس نیست ارائه میشود.[۵۶] این خدمات شامل مراکز مصدومیتها، مراکز سوختگی، بخشهای پیشرفته نوزادان، پیوند اعضاء، زایمان با ریسک بالا، پرتودرمانی، بخشهای سرطان، جراحی اعصاب و سایر مداخلات پیچیده جراحی و پزشکی میشود.[۵۷]
گاه از خدمات سطح چهار هم نام برده میشود که در واقع اشاره به خدمات تخصصی تر منشعب از مراکز سطح سه است که معمولاً دسترسی محدودتری دارند. این خدمات شامل روشهای آزمایشی و تحقیقاتی و بعضی روشهای ناشایع جراحی و تشخیصی هستند.[۵۷][۵۸]
خدمات پزشکی مدرن همچنین وابسته به اطلاعاتی است که هنوز در بسیاری از مراکز بر مبنای کاغذ است و هر روز بیشتر به صورت الکترونیکی صورت میگیرد.
سازمان بهداشت جهانی
مقالهٔ اصلی: سازمان بهداشت جهانی

پرچم سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی (WHO) یکی از آژانسهای تخصصی سازمان ملل متحد است که در تابستان ۱۹۴۸ در ژنو (واقع در سوییس) آغاز به کار کرد. اولویتهای اولیه این سازمان مالاریا، سل، بیماریهای جنسی، سلامت مادر و کودک، مهندسی بهداشتی و تغذیه بود.[۵۹] سازمان جهانی بهداشت جهت دهی و هماهنگسازی مراجع سلامت در ساختار سازمان ملل متحد را عهدهدار است. این سازمان هدایت امور مربوط به سلامت در سطح جهان، شکلدادن به برنامههای تحقیقاتی، تعیین استانداردها، تبیین سیاستگذاری شاهد مبنا، ارائه حمایت فنی به کشورها و نظارت و ارزیابی رویکردهای سلامتی را عهدهدار است.[۶۰] به دنبال تغییرات جهانی در زمینه سلامت و بحرانهایی که این سازمان در اواخر قرن بیستم با آنها روبرو بود، این سازمان امروزه به دنبال بازیابی موقعیت در معرض خطر خود به عنوان هماهنگکننده و رهبری سلامت در جهان، با در پیشگیری رویکرد سلامت جهانی[پانویس ۲] به جای سلامت بینالمللی است.[۶۱]
موسسات و سازمانهای پزشکی در ایران
مقالههای اصلی: پزشکی در ایران؛ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران؛ سازمان نظام پزشکی؛ و سازمان پزشکی قانونی
در ایران تدوین و ارائه سیاستها، تعیین خط مشیها و برنامهریزی برای فعالیتهای مربوط به تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی، پژوهشی، خدمات بهداشتی- درمانی، دارویی، بهزیستی و تأمین اجتماعی بر عهده وزارت بهداشت است. همچنین این وزارتخانه ایجاد نظام هماهنگ بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و گسترش شبکه تلفیقی بهداشت و درمان را بر عهده دارد. تعیین رشتهها و مقاطع تحصیلی مورد نیاز ایران و اجرای برنامههای تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی از دیگر وظایف قانونی این وزارتخانه است.[ف ۷]